خرید بک لینک
اگه اشتباه نکنم، 12 سال داشتم. تو یه کتاب نوشته بود هرکس شب جمعه چهل دانه گندم بردارد و روی هر کدام این دعا را بخواند و فوت کند و بر پشت بام بریزد تا کبوتران بخورند.... اگر دعایش مستجاب نشد بر من لعنت فرستد! برداشتم دعا خوندم فوت کردم مطمئن بودم دعام مستجاب میشه دو تا چهل تایی برداشته بودم دوتا آرز

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 12:41

فکر کن با کسی طرف باشی توی زندگیت که هر 2،3 ساعت یه بار همه چیو فراموش میکنه. اینکه تو دوسش داری رو فراموش میکنه و همش فکر میکنه دوسش نداری فکر کن مثل یه نفر که سرش ضربه دیده و حافظه شو از دست داده اون همه ی خاطرات خوب رو فراموش میکنه ذهنش خالی میشه تنها میشه وفقط خاطرات بد توی ذهنش میمونه و ترس

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 12:41

تکنولوژی جدید پدیده ای دیجیتالی ساخته به اسم زندگی دوم یا second life... شبیه یه بازی . شما اونجا اکانت میسازی،هر اسمی دلت خاست برای خودت انتخاب میکنی. هر جنسیتی که دلت خواست هر شکل و قیافه ای که دلت خواست هر خونه ،ماشین ،شغل ،درآمد و... که دلت خواست و شروع میکنی به زندگی کردن در حدی جدی که خیلی ها

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 12:41

نگران حالتم

کاش میتونستم آرومت کنم

کاش میدونستم چجوری میشه آرومت کنم

فقط دعا میکنم...

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 12:41

سلام قهرمان من خدا قوت مرد دیروز که درگیر ناراحتی بابا بودی تمام سعیم رو کردم که کنارت باشم. خیلی نگران بودم و غصه داشتم. خداروشکر که امروز بهم خبر دادی بابا خوبه و مرخص شده قرار شد باهم حرف بزنیم یکمی گپ بزنیم بابت دیروز که کمتر پیش هم بودیم اما زنگ زدی و گفتی درگیر یه مسئله دیگه شدی یکی از فقرایی

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 12:41

راستی بهت گفته بودم تیپ امروزت فوق العاده بود؟؟؟

گفته بودم چقد خوش سلیقه ای؟

گفته بودم اگه بخای تیپ بزنی همه پیشت زانو میزنن؟

میگما میشه به منم کمک کنی وقتایی که میخام خیلی تیپ بزنم؟

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:24

وقتی میای به من سر بزنی

با هواپیما بیا که زود برسی

اما

با هواپیما برنگرد تا زود بری...

رسیدنت بخیر عزیزم❤

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:24

من دلم برات تنگ شده.زنگ زدم بیدارت کردم اما تو خوابیدی. حق داری حسابی دیروز خسته شدی اما من دلم برات تنگ شده! چقدر دوست داشتم الان بیدار بودی و باهم حرف میزدیم. عشق رویایی که توی ذهن من ساخته شده اینجوریه!!! قاعدتا الان دلش برای من تنگ میشه. دلش هوای منو میکنه بهم زنگ میزنه و حرف میزنه یا به خاطر دل

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:24

چرا من فکر میکنم عشق،اونقدر پر از تب و تابه که خواب و خوراکتو بهم میریزه؟؟؟ نظم زندگی عادی رو بهم میریزه مثلا برای دیدنش کلی خستگی بکشی کلی گرسنگی بکشی و واقعا یادت نیاد که گرسنه ای فقط از دیدنش لذت ببری خوشحال باشی. چقد دوست دارم یکی من رو اینجوری دوست داشته باشه. اما انگار من اینقدر ها دوست داش

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:24

سلام بهترین من

الان خوابی...

با نگرانی خوابیدی. نگرانی از مشکل احتمالی که برای خونواده ت پیش اومده. راستش منم نگرانم

هیچی نمی تونم بگم.

جز اینکه بدون هر اتفاقی بیفته تا جایی که بتونم کنارت هستم.

شاید نتونم مشکلی رو حل کنم

اما قول میدم نذارم تنهایی باهاشون روبه رو بشی.

دوست دارم همراهم❤

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:49

سلام بهترین من الان حدود ده دقیقه است که از هم جدا شدیم... دلم پی ت رفته... هنوزم احساس میکنم امروز یجوری بودی. شاید چون خیلی وقت نیست از هم دور شدیم خیلی مشتاق و تشنه برخورد نکردی ... مثل باقی روزهایی که میومدی دیدنم. شایدم حس اشتباه من بود من که حسابی دلم برات تنگ شده بود و حسابی لذت بردم از وقتی

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:49

اونجا که داشتی درباره حاجی حرف میزدی

اون بحث مورد علاقه منه...

دوست دارم درباره اینجور آدما زیاد حرف بزنیم

زیاد بخونم

زیاد ببینمشون

و زیاد درباره شون بدونم...

باهام میای؟؟؟

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 0:49

عدد این پست مسیر نوشتنم رو عوض کردما هر روز غرق در اعداد و ارقامیم اعدادتعداد لایک های پست هامون اعداد تعداد فالوورامون اعداد گلایه هامون اعداد کارهای انجام نداده مون اعداد آرزوهامون اعداد قسط هامون اعداد پس اندازمون اعداد نمره درس هامون اعداد اعداد اعداد ولی هیچ فقط به یک های زندگیمون توجه نمی کن

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 2:59

امشب گفتی

تو اگه مهربون تر باشی من بیشتر میتونم خودم باشم

جان من خودت باش

من دوست دارم آرامشت باشم. فرشته نجاتت باشم.

سخته

خسته ام

زخمی ام

تنهام

اما دوست دارم و برای این تلاش میکنم

برای تو

که تنها دست آورد زندگیمی...

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 10:00

امروز یک بحث و ناراحتی تکراری داشتیم. غصه ی من از فلان موضوع در فلان تاریخ مهم از فلان افراد زندگیمون... همیشه بعد مطرح کردن این ناراحتی خودمون دعوامون میشد و درد من بیشتر میشد. اما امروز برای اولین بار خودمون دعوامون نشد. حرفهای قشنگی زدی و برام حلش کردی. واقعا ازت ممنونم. با دید جدیدی دارم بهش نگا

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 10:00

سلام مهربون خوابالوی من حالت چطوره؟ من که عالی ام. به لطف خدا با حضور و همراهی تو دارم خیلی چیزهای خوبی یاد میگیرم. دعا میکنم یادم تره همیشگی شه ریشه بزنه تو هم دعا کن دارم یاد میگیرم تسلیم نشم تسلیم حرف های اشتباه فکرهای مخرب تسلیم حال بد تسلیم شیطنت و اهمال کاری برای درس نخوندن ... حرف های دیروز

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 10:00

سلام همسر مهربونم. امروز تصمیم گرفتم یک وبلاگ جدید بسازم تا افکارم رو اینجا منتشر کنم. کلی نوشته و دفتر دارم که بعضیاشو خوندی بعضیاشو هنوز نه. من نوشتن رو دوست دارم و تو وبلاگ رو .برای همین این شیوه رو انتخاب کردم. نمیدونم کی اینجا رو به تو معرفی کنم. اما اینکارو میکنم... روزهای پر التهابی داریم. ح

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 9:23

ما از هم دلخوریم
باهم قهریم
از هم بدمون میاد
اما بالاخره یه جوری بهم ربط داریم و داریم باهم زندگی میکنیم.
و این قهر و دلخوری هی بهمون یادآوری میشه وهی بیشتر و بیشتر اذیتمون میکنه
نمیشه دیگه اینجوری ادامه داد
هر روز حال خودمون بدتره
خراب تره
باید کاری کنیم حالمون خوب شه
باید یه حال خوب بسازیم
باید باهم کنار بیایم
باید باهم بسازیم
بیا باهم بسازیم...

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 9:23

از سرکار خسته اومدی پیشم. اومدم خستگیتو بگیرم. کنارت دراز کشیدم. کولر رو روشن کردم.برات شعر خوندم. جک گفتم .خاطره گفتم.آهنگ پخش کردم. با ذوق اینکه برات میدم هرکاری ازم برمیومد انجام دادم. اما .... بعدش یکی از کارام ناراحتت کرد و گفتی تو امروز کلا منو گیر آوردی و مسخره کردی ناراحت شدم. حس کردم جای م

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 9:23

سلام همسرجانم. دیروز اتفاق خوبی افتاد. من خیلی خوب تونستم خودم رو آنالیز کنم و چیزهای جدیدی راجع به خودم فهمیدم. امیدوارم این کشفیات جدید بهم کمک کنه رفتارهای سازگارانه تر داشته باشم. دیروز توی آشپزخونه وقتی داشتم به مامانم کمک می کردم دیدم من چقدر شبیه مامانمم.... با اینکه هیچ وقت شخصیت مثبت زندگیم

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 9:23

بهترین من سلام.

امروز ازت دور شدم. می دونم حال دلت یجوریه. حال دل منم...

حرفهای امروزمون رو دوست داشتم.

ما باید خود واقعیمون رو ببینیم.اگه ببینیم دوسش داریم و باهاش کنار میاییم. حتما خیلی راحت تر و بهتر باهاش کنار میاییم. اگه با خود واقعیمون کنار اومدیم پس حتما میتونیم با همدیگه کنار بیایم. مگه نه؟؟؟

همون درس خوبی که جفتمون گرفتیم.

"تو واقعیت زندگی کن"

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 9:23

دو تا از تجربه های زندگی تو برای من هم تجربه های فوق العاده خوب و تاثیر گذاری بود. هنوز خیلی روزها جمله هاش توی ذهنم چرخ میخوره و تمام تلاشم رو میکنم بهشون عمل کنم.

یکی اون حاج آقایی که ازش پرسیده بودی چرا هرچی میریم نمی رسیم؟ چرا هرکاری میکنیم درست نمی شیم؟

و پاسخ داده بود ببین کارت کجا گیره به کی و کجا و به چی بدهکاری...

یکی هم جمله معروف دکتر که میگه تو واقعیت زندگی کن...

واقعیت رو ببین. . .

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 9:23

سلام مهربونم. الان راحت و آروم خوابیدی. دلم برات تنگ شده مثل قبل که سرت شلوغ بود. که دلم برات تنگ می شد و حس های بدی سراغم میومد،الانم میاد... ولی الان خیلی خوب سعی میکنم کنترلشون کنم. همش به خودم توضیح میدم که اینا واقعی نیست. اما ظرفیت روانی من به نظر میرسه خیلی پر باشه.به تو که فکر نمیکنم ذهنم ش

برچسب: نویسنده: آیلین پارسامنش تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 9:23

صفحه بندی